المحقق الأردبيلي

93

اصول دين ( فارسى )

دوست اوست » چنان كه ملّا على قوشچى در شرح تجريد گفته . « 1 » و اين بسيار ظاهر است قطع‌نظر از نقل آخر حديث . اما باوجود آن گنجايش اين سخن نيست و اين را نمىتوان گفت و استبعادى كه ملا على كرده كه « اگر نصّ مىبود همه انكار آن نمىكردند و حضرت امير دعواى آن مىكرد و حال آنكه دعوى نكرد » « 2 » باطل است ، زيرا كه دنيا و شيطان و نفس و هواى جاه و منصب ، دشمنان قوىاند ، بعضى از اصحاب را اينها مانع شد و بعضى را ترس و بعضى را دشمنى حضرت امير و غير آن و بعضى ديگر كم‌عقلان را بازى دادند ؛ چه به ايشان گفتند كه شايد بعد از آن ، حضرت برگشته باشد و شما حاضر نبوديد و حاضر بسيار چيز داند كه غايب نداند . « 3 » و منقول است كه حضرت امير دعوى كرد و بسيارى از مردم را نيز به گواهى طلبيد و بعضى گواهى دادند و بعضى ندادند و گفتند كه فراموش كرده‌ايم مثل انس ، و حضرت امير او را دعا كرد و گفت : خدايا ! اگر دروغ گويد به عيب برصش مبتلا ساز كه هرچند خواهد پنهان كند آن‌را در زير عمامه ، نتواند و چنان شد . و زيد بن ارقم را دعا كرد تا كور شد . « 4 » و اين دور تر نيست از لعن معاويه حضرت امير را بر بالاى منبر

--> ( 1 ) . شرح تجريد قوشچى ، ص 477 . ( 2 ) . شرح تجريد قوشچى ، ص 476 . ( 3 ) . ترجمهء اين كلام معروف عربى است : « الشاهد يرى ما لا يرى الغائب » . ( 4 ) . ر ك : حاشيهء صفحهء 131 همين كتاب .